سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

18

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

مسأله مشتركى در بين آنها را مطالعه و بررسى كنيم ناچار بايد تمايلات و اخلاقيات هر گروه را در نظر بياوريم و تنها به ويژگيهائى كه به يك گروه از مردم و يا محله‌اى خاص مربوط مىشود اكتفا ننمائيم . اين تصور را بايد در نظر داشت كه اعراب با زمينه‌هاى فرهنگى و اصالتهاى گوناگونى كه داشتند اسلام را حد اقل در مرحله نخست بر طبق بينش‌هاى اخلاقى و اجتماعى خودشان درك ميكردند . جامعه عرب اعم از عشايرى و بومى بر پايه بنيادهاى قبيله‌اى سازمان يافته بود و در همه گروههاى اجتماعى روحيه گروهى و پيوند عشيره‌اى ( عصبيت‌ها بسيار مهم تلقى ميشد اين احساس عصبيت و همبستگى و پيوستگى ) ، همراه با ساير جنبه‌هاى قبيله‌اى زندگى ، مهمترين جنبه حيات اجتماعى بوده و نيز وزن و قافيه ثابت و دستورى را براى شعر قبل از اسلام بوجود مىآورد . نظام قبيله‌اى بر اساس نسب نامه‌اى واقعى و يا غير واقعى بر يك نياى مشترك قرار داشت كه از آن وضع اجتماعى و اخلاقى هر قبيله تبيين ميگرديد اشخاصى كه نمىتوانستند به نياكانشان به عنوان مظهر بزرگى افتخار كنند از نظر اجتماعى تحقير شده و اغلب مورد اهانت قرار ميگرفتند . بنابراين علم و آگاهى نياى مشترك نقطه اصلى وجدان اجتماعى عرب بود و عزت و افتخار يك قبيله در مقايسه با قبيله ديگر از اجدادشان ريشه ميگرفت . شايد بتوان گفت كه هر گونه اعتبار و افتخار افراد و همچنين تمام قبيله منحصرا به نياكان آنها بستگى داشت . كلمه‌اى كه در اين مورد به كار ميرفت حسب است كه نسب‌شناسان عرب آن را به مفهوم شمارش كارهاى معروف اجداد توصيف كرده‌اند . ( 4 ) اين سخن هرگز بدين معنى نيست كه كلمه حسب به شمارش آن نياكانى كه در شجره نسب پدرى و مادرى ذكر مىشود منحصر شود . ( 5 ) هم چنان كه از بيان معروف الحسب يا شرف الفخم ( 6 ) پيداست ، اگر اعمال نيك پدران به حد كافى و بنحو فراوانى قابل ذكر بود كه توسط اعقابشان به گونه‌اى افتخارآميز شمارش گردد ، غنىترين اشخاص آن كسى بود كه حسب يا شرفش بيشتر باشد . اين مطلب بمعنى شرفى است كه از ميان اعمال شرافتمندانه جمع شده نياكان در نسلهاى پىدرپى ، محكمتر و قوىتر مىشود . ( 7 ) نابغه الذبيانى شاعر